عبدالله مستوفى

175

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از بيكارى بتنگ آمده‌ام هر هفته يك بار بديدن مشير الملك ميرفتم ، روزى از بيكارى شكايت كردم . گفت : « شما كه گاهگاه بمجلس براى تماشا ميرويد ديگر چه شكايتى از بيكارى داريد ؟ » ديدم اين حرف سراپا بىموضوع است ، زيرا من هيچ بمجلس نرفته‌ام . گفتم : « اگرچه نرفتن بمجلس جزو توصيه‌هاى شما نبوده و من در اين باب آزاد بودم ، ولى من بمجلس هيچ نرفته‌ام و اين خبر را هم بايد ممتحن الدوله داده باشد و تاريخ آن از پريشب ببعد است . زيرا پريروز كه از ميدان بهارستان ميگذشتم ، بايشان برخوردم . » باز رنگش برافروخت و گفت : « اينها براى شما تجربه است كه مردم را بشناسيد و بدانيد كه از هيچ ، كوه مى - سازند . » گفتم : « مگر مجلس رفتن هم مانع و محظورى دارد ؟ » گفت : « اين روزها نفس كشيدن هم راپورتچى دارد . راپورتچىهاى بىجيره و مواجب كه براى خود شيرينى از هر چيز خبر ميسازند و بمقامات بالاتر مىبرند . » بالاخره بموضوع بيكارى خود برگشتم و گفتم : « اگر كارى داريد بدهيد . » گفت : « بقيهء حقوق بين‌الملل را اين چند روزه ترجمه كرده‌ام ، براى من پاكنويس كنيد . » برخاست از قفسه‌اى مسوده‌هاى قلم‌خورده و اصلاح شده را آورد ، بردم پاكنويس كرده يكى دو هفته بعد تسليم ايشان نمودم . ديد و بازديد با نردينى نردينى در دارلترجمهء وزارت خارجه وقت ميگذراند ، يكى دوبار بديدن من آمد ، يك بار هم من ببازديدش رفتم و مخصوصا وقت را طورى ترتيب داديم كه پدرش هم منزل باشد . علاء الملك هم بدربار اسپانى و ايتاليا و يكجاى ديگر ، مأمور سفارت كبرى براى اعلان تاجگذارى شده است . نردينى بفكر افتاده كه در اين سفر همراه علاء الملك باشد ، ولى پدرش كه بايد خرجى سفر او را بدهد ميخواهد بداند اين مسافرت نفعى هم براى فرزندى دارد يا پولى است كه خرج هواوهوس مىشود . نردينى مرا شاهد قرار داده است ، پدرش ميل كرده است با من در اين باب حرف بزند ، نردينى مطلب را حالى من كرده بود ، يكساعتى با پيرمرد صحبت كردم و بالاخره مصمم شد خرج سفر پسر را بپردازد . نردينى از ذوق روى پا بند نميشد ، زيرا اگر بنا بود خرجش با علاء الملك باشد ، او را نميبرد و داوطلب ديگريرا كه خرجش با خودش باشد پيدا ميكرد . در حدود يكساعت و نيم از شب رفته با اسبهاى امير منظم ، پدر نردينى ، به منزل آمدم . بادنجان دور قاب چين در اواخر هفتهء اول ورود ، روزى بوزارت خارجه رفتم . بموجب قاعده‌اى كه در كتابها خوانده و در اروپا ديده بودم ، بدون اينكه بدانم رئيس كابينه كيست ، بكابينهء وزير مراجعه كرده وقت ملاقات خواستم . بعد از آنكه مشير الدوله صدر اعظم شد ، علاء السلطنه را از لندن احضار كرده وزارت امور خارجه را بايشان داده‌اند . رئيس كابينهء ايشان ميرزا حسين خان معين الوزاره است كه بعد از ارفع الدوله حق را بمركز برگردانده ، لقب پدر را بعد از يك محلل گرفته است . من بعد از شناسائى آقاى رئيس كابينه با ايشان آزادانه